۱۳۸۷ شهریور ۶, چهارشنبه

فاجعه معدن در نيويورک


داستان اول فاجعه معدن در نيويورک:
نتوانستم در داستان خط داستانی پيدا کنم. داستان از چهار صحنه اصل تشکيل شده است.
صحنه اول تمام صفحه اول داستان است. آنچه در معدن اتفاق می افتد. بعد فاصله ای می آيد که دوستش را معرفی می کند تا در صفحه نوزده پاراگراف هفت دومين صحنه که در خانه دوست است شروع شود. اين صحنه تا صفحه بيست ويکم ادامه می يابد. از اين جا تا صفحه بيست و چهارم که مرگ دوستانش را توضيح میدهد باز رابطی است که ما را به صحنه سوم میرساند که دوباره در خانه دوست بعد از مراسم تشييع اتفاق می افتد. اين صحنه تا آخر صفحه بيست و هشت ادامه پيدا می کند و به دنبال آن آخرين صحنه يعنی صحنه مهمانی می آيد که تا آخر داستان ادامه پيدا می کند.

موضوع ه داستان مسلما مرگ است ولی باز تکرار می کنم پلات يا خط داستانی نمی توانم برای داستان پيدا کنم.

از تشبيهات زير در داستان خيلی خوشم آمد:
صفحه نوزده خط اول: " مثل وقتهائی است که آسانسور خراب می شود و تو با غريبه ها در آن گير می افتی."
صفحه بيست و يک:" فکر می کنی توانسته ای از منحنی مرگ انسان بگذری"
آخر صفحه بيست ويک:انگار يک نفر بر فراز يک تپه متافيزيکی....

صفحه بيست و پنج ، جمله اتاق مثل همطشه تميژ و مرتب بود، ساب تکست زيبائی است. همينطور صفحه بيست و هفت: چراغ های خانه های ديگر يکی يکی روشن می شد.

آيا هر شش ماه تعويض دوست دختر در صفحه نوزده با هر پنج ثانيه ای که در داخل معدن قطره آب می چکد ارتباط دارد؟

هیچ نظری موجود نیست: